السيد موسى الشبيري الزنجاني
5346
كتاب النكاح ( فارسى )
صورت گرفته است و بنابراين بايد نصف مهر را بپردازد و لذا اگر زوج نيز مسلمان مىشد عقد نكاح باقى بود به خلاف روايت عبد الرحمن كه فسخ نكاح از ناحيه خود زوجه مىباشد . 5 - نقد استاد مد ظله همان طورى كه ملاحظه شد ، صاحب حدائق در مورد روايت دوم تصريح مىكند كه اگر پس از آن كه حضرت امير عليه السلام پيشنهاد اسلام را به زوج مىدهد زوج مسلمان مىشد نكاح آنها باقى بود و ( عبارت حدائق : فانه لو أسلم لكانا على نكاحهما ) و حال آنكه خود صاحب حدائق در ابتداى بحث به طور قطعى فتوا مىدهد كه در صورت اسلام زوجه قبل از دخول عقد فى الحال فسخ مىشود . ( صاحب حدائق در ذيل مسأله ثالثه نكاح كفار چنين مىگويد : الثالث : اذا اسلمت زوجة الكافر فان كان قبل الدخول انفسخ النكاح فى الحال لعدم العدة و امتناع كون الكافر زوجا للمسلة . . . « 1 » » پس به نظر مىرسد كه در كلام صاحب حدائق تهافت و تناقضى واقع شده است . 6 - بيان استاد مد ظله راجع به روايت سكونى از دو جهت بايد بحث كنيم . جهت اول اينكه آيا اين روايت با آن بحث سابقى كه ما داشتيم و شايد مورد اجماع همه فقها باشد كه اگر قبل از دخول احد الزوجين مرتد شود يا زوجه اسلام آورد ( فرقى بين اسلام و ارتداد از اين جهت نيست ) عقد بلافاصله منفسخ مىشود . منافات دارد يا ندارد ؟ جهت دوم اين است كه جمع بين اين روايت كه نصف مهر را ثابت مىداند با روايت عبد الرحمن چگونه است ؟ اما در جهت اول : به نظر ما روايت سكونى منافاتى با آنچه قبلًا در مورد انفساخ عقد گفته شد ندارد و بر خلاف صاحب حدائق ما معتقد نيستيم كه از روايت چنين
--> ( 1 ) - الحدائق ، ج 24 ، ص 32 .